السيد محمد محسن الطهراني

154

طهارت انسان (فارسى)

انعقاد آن به صورت عينى و خارجى ، در خود نفس تحقّق اين اجماع نيز خدشه و اشكال موجود مىباشد . و لذا اگر شخصى ادّعا نمايد كه در حكم به نجاست ذاتى غير مسلم هيچ دليل قانع كننده‌اى وجود ندارد ، سخن به گزاف نگفته است . در اينجا ممكن است ادّعا شود توجّه به سيره در ميان مسلمين ( شيعيان ) به حيثى كه حكم به نجاست غير مسلم شعار آنها در مقابل مخالفين شده است ما را به وجود سيره در زمان أئمّه عليهم السّلام دلالت مىنمايد ، و اين خود دليل بر كيفيّت استفاده از روايات دالّهء بر نجاست از ناحيه فقهاء مىباشد ، و همچنين طرح رواياتى كه نصّ در طهارت ذاتى غير مسلم دارند و يا اينكه ظاهر در آن مىباشند . لذا بايد گفت چنين ادّعائى عارى از حقيقت بوده و ادّعائى بيش نيست ؛ زيرا همچنان كه صاحب « مصباح الفقيه » افاده نموده است ، اين سيره پس از زمان ائمّه عليهم السّلام بوجود آمده و توسّط تقليد از فقهاء در ميان شيعه متداول شده است ، و الّا در زمان ائمّه عليهم السّلام كاملًا حكم بر عكس بوده است . دليل بر اين مسأله ، كثرت روايات مصرّحهء بر طهارت و يا ظاهر در آن و يا حتّى محتمل النّجاسه از آنها مىباشد ، زيرا در صورت تحقّق سيره بر نجاست ذاتى اهل كتاب و غيره چطور راوى از امام عليه السّلام دربارهء ثوب و يا غذا و يا امر ديگرى كه با آنها اختلاط دارد و بواسطه عدم اجتناب از شرب مسكر و عدم اغتسال از جنابت و يا اكل لحم خنزير و عدم اجتناب از نجاسات ممكن است آلوده شوند ، سؤال مىنمايد ؟ و اگر سيره بر نجاست ذاتى آنها بود